السيد محمد هادي الميلاني
مقدمة الكتاب 33
محاضرات في فقه الإمامية ( الزكاة )
هستند كه به مقصد و كمال نوعي خود برسند ، و براى آنها خداوند متعال أسباب و وسائل تكويني در تأمين نيازمندى آنها قرار داده ، و انسان هم كه يكى از اين أنواع است و در غريزه خدا داده أو چنين استعدادي وجود دارد كه به كمال روحي وحيات معنوي ومقصد اصلى خود برسد ، وأين نيازمندى در همه أزمنة وجود دارد . لذا هيچگاه زمين از حجت خالى نخواهد بود و چون اراده و اختيار انسان مدخليت در رسيدن به كمال معنوي دارد وبحكم : ( فَأَلْهَمَها فُجُورَها وتَقْواها ) بدبختى وسعادتمندى خود را درك مىكند ، ولى نمىتواند به فكر وتدبير خود بتنهايى و يا به كمك افرادى مانند خود مصداق : ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ) بشود و به آن مقصد اصلى برسد . لذا خداوند متعال براي انسان پيشوا ورهبر قرار مىدهد و به پيغمبر خود مىفرمايد كه أو را وصى وجانشين خود نمايد و به مردم معرفى كند كه فرمود : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » و بايد پيشوا ورهبر از سائر افراد برتر و بالاتر در علم وفضيلت ومكارم اخلاق وحسن سابقه بوده ومصون از خطا واشتباه باشد ، تا بتواند فرد و اجتماع را با توجه به نيازمنديهاى مادي ومعنوي آنها به سعادت دنيا و آخرت برساند . ونيز إحاطة واشراف به مراتب استعدادهاى متفاوت داشته باشد تا بتواند هر يك از افراد را در صورتي كه انسان خود را در اختيار آن پيشوا قرار دهد و از أو تبعيت كند تربيت نمايد وقابليت واستعدادش را به فعليت برساند . بارى نتوان تصور كرد دين اسلام كه أكمل أديان است فرو گذارى از اين حقيقت وواقعيت نموده باشد . ولهذا پيغمبر أكرم صلى اللَّه عليه وآله